اولین هفته ی زندگی جدید به سختی گذشت، واقعا سخت. تازه وقتی من میگم سخت ببین یعنی چی! خوبیش این بود که این مشکلات آدم رو به وضعیتی میبره که خیلی چیزها رو میفهمه.
مثلا من فهمیدم که خیلی چیزا رو که آدم طبیعی فرض میکنشون،ممکنه کاملا وابسته به فرهنگ باشن.
همچنین فهمیدم که حد تحمل و توانایی های آدم خیلی بیشتر از اونه که فکرشو میکنه و البته این بار اولی نبود که اینو تجربه می کردم .
مثلا من فهمیدم که خیلی چیزا رو که آدم طبیعی فرض میکنشون،ممکنه کاملا وابسته به فرهنگ باشن.
همچنین فهمیدم که حد تحمل و توانایی های آدم خیلی بیشتر از اونه که فکرشو میکنه و البته این بار اولی نبود که اینو تجربه می کردم .
این عکسی که گذاشتم عکس کتابخونه ی دانشگاه ماس. میخواستم خودم عکس بگیرم امابه خاطر نداشتن دوربین فعلن مقدور نیست.