ز عشق آغاز کن تا نقش گردون را بگردانی

که تنھا عشق سازد نقش گردون را دگرگونش

Monday, September 6, 2010

زیر شمشیر غمش رقص کنان باید رفت


عکس روی تو چو در آینه ی جام افتاد
عارف از خنده ی می در طمع خام افتاد
حسن روی تو به یک جلوه که در آینه کرد
این همه نقش در آیینه ی اوهام افتاد
این همه عکس می و نقش نگارین که نمود
یک فروغ رخ ساقی ست که در جام افتاد
غیرت عشق زبان همه خاصان ببرید
کز کجا سر غمش در دهن عام افتاد
من ز مسجد به خرابات نه خود افتادم
اینم از عهد ازل حاصل فرجام افتاد
چه کند کز پی دوران نرود چون پرگار
هر که در دایره ی گردش ایام افتاد
در خم زلف تو آویخت دل از چاه زنخ
آه کز چاه برون آمد و در دام افتاد
آن شد ای خواجه ! که در صومعه بازم بینی
کار ما با رخ ساقی و لب جام افتاد
زیر شمشیر غمش رقص کنان باید رفت
کانکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد
هر دم اش با من دلسوخته لطفی دگر است
این گدا بین که چه شایسته انعام افتاد
صوفیان جمله حریفند و نظرباز ولی
زین میان حافظ دلسوخته بدنام افتاد

این جایی که میبینین پرستشگاه دانشگاه ماست و برای همه ی ادیان هستش. روش نوشته شده ( به نقل از انجیل) که
Mine house shall be called an house of prayer for all people

3 comments:

  1. درستش:
    Mine house shall be called an house of prayers for all people.

    ReplyDelete
  2. Ba tashakor az Khashayar. Hala chera "an" ?

    ReplyDelete
  3. dige oonghadr ham englisi ye man khoob nist! ;)

    ReplyDelete